براي اداره درست خانواده به ضوابط و مقرراتي نياز است تا پدر و مادر از سنديت و اقتدار برخوردار باشند . ولي مثل همه چيز بايد حد متعادل و ميانه فراموش نگردد و جو خانواده به استبداد و خشونت كشيده نشود .
در مورد اعمال قانون و مقررات براي كودك نظرات متفاوتي وجود دارد . عده اي معتقدند به اصل دموكراسي و شركت كودك در تهيه و تدوين و اجراي مقررات ، عده اي موافق با استبداد و خشونت براي كودك هستند و در مقا بل برخي موافق با هيچ گونه مقررات و ضوابط براي كودك نمي باشند.
در يك خانواده كه خشونت و استبداد را براي كودك خود برگزيده اند ، پدر و مادر در تمام امور كودك دخالت مي كنند و منتظرند تا از كودك خطايي سر بزند تا اورا تنبيه كنند . كودك را حتي در مقابل ديگران و در جمع به باد كتك و تنبيه لفظي و بدني مي گيرند . به كودك تكاليفي با اعمال زور واگذار مي كنند كه از توانايي او خارج است . به بهانه هاي مختلف از بازي هاي مورد علاقه كودك جلوگيري مي كنند . اصرار به اجراي دقيق دستور و فرمان آن چنان كه هيچ گونه تخلفي نپذيرد. و گاهي به قدري اين رفتار شديد و گسترده است كه كودك هيچ گونه اختياري از خود ندارد و تمام وجودش آكنده از ترس است . چرا گاهي پدر و مادر ها كه بايد كانون عشق و علاقه كودك خود باشند به منبع ترس و ارعاب بدل مي گردند .
برای خواندن بقیه بحث به ادامه مطلب بروید ...
ادامه مطلب

برای خواندن بقیه بحث به ادامه مطلب بروید ...